در دنیای پررقابت امروز، تبلیغات نه یک انتخاب، بلکه ضرورتی برای بقا و رشد هر کسبوکار است. با این حال، آمارها نشان میدهد که بیش از ۶۰٪ کمپینهای تبلیغاتی در ایران و جهان به اهداف اولیه خود نمیرسند. علت اصلی این موضوع، نه کمبود بودجه یا نبود ابزارهای تبلیغاتی، بلکه اشتباهات رایج در طراحی و اجرای کمپینها است. بسیاری از صاحبان کسبوکار تصور میکنند که صرف هزینه برای تبلیغات، بهطور خودکار منجر به فروش بیشتر میشود، اما واقعیت این است که بدون استراتژی درست، حتی بزرگترین کمپینها هم میتوانند شکست بخورند.
برای مثال، در سال ۲۰۲۳ گزارش eMarketer نشان داد که تنها ۳۷٪ کسبوکارها توانستهاند ROI تبلیغاتی خود را مثبت کنند. این بدان معناست که اکثریت کسبوکارها همچنان بودجه تبلیغاتی خود را به شکل غیربهینه مصرف میکنند. در ایران نیز مشاهده شده که بسیاری از برندها بخش بزرگی از بودجه خود را صرف تبلیغات در کانالهای نامناسب یا با پیامهای نادرست میکنند و در نتیجه بازدهی مورد انتظار حاصل نمیشود.
اینجاست که اهمیت مشاوره تبلیغات مشخص میشود. یک مشاور حرفهای میتواند با تحلیل بازار، شناخت پرسونای مشتری و طراحی استراتژی هوشمندانه، از هدررفت منابع جلوگیری کند و تبلیغات را به یک سرمایهگذاری قابل پیشبینی تبدیل نماید. در این مقاله به بررسی ۱۰ اشتباه رایج در مشاوره و اجرای تبلیغات میپردازیم و برای هرکدام راهکارهای عملی ارائه خواهیم داد تا بتوانید کمپینهای خود را بهینه کنید و به نتایج واقعی دست یابید.
یکی از بزرگترین خطاهایی که کسبوکارها در تبلیغات مرتکب میشوند، شروع کمپین بدون تعریف هدف روشن و قابل اندازهگیری است. بسیاری از برندها تنها به این دلیل تبلیغات میکنند که “رقبا هم تبلیغ میکنند” یا تصور میکنند هر نوع تبلیغی، صرفنظر از ساختار و هدف، میتواند به افزایش فروش منجر شود. این نگاه اشتباه است و معمولاً نتیجهای جز هدررفت بودجه ندارد.
برای نمونه، تحقیقات HubSpot نشان میدهد که کسبوکارهایی که پیش از شروع کمپین اهداف SMART (مشخص، قابل اندازهگیری، دستیافتنی، مرتبط و زماندار) تعیین میکنند، تا ۳.۵ برابر بیشتر از سایر برندها به اهداف تبلیغاتی خود دست پیدا میکنند. به عنوان مثال، به جای هدف مبهمی مثل «افزایش فروش»، یک هدف درست اینگونه تعریف میشود:
«افزایش ۲۰ درصدی فروش محصول X طی سه ماه با استفاده از کمپین تبلیغات دیجیتال در شبکههای اجتماعی».
در ایران نیز دیده میشود که بسیاری از کسبوکارهای کوچک و متوسط، تبلیغات خود را بدون تعیین KPIهای کلیدی آغاز میکنند. نتیجه این میشود که پس از پایان کمپین، نمیتوانند ارزیابی کنند که آیا هزینه صرفشده سودآور بوده یا خیر. برای مثال، یک فروشگاه اینترنتی ممکن است چند میلیون تومان برای تبلیغات کلیکی در گوگل هزینه کند اما چون از ابتدا نرخ تبدیل یا CAC (هزینه جذب مشتری) را مشخص نکرده، در پایان کمپین هیچ معیاری برای سنجش بازدهی ندارد.
راهکار:
پیش از شروع هر کمپین تبلیغاتی، باید حداقل ۳ شاخص کلیدی را مشخص کنید:
این اقدام ساده، نقطه شروعی است که باعث میشود کمپینها قابل سنجش و بهینهسازی باشند.
یکی دیگر از دلایل اصلی شکست کمپینها، انتخاب نادرست کانال تبلیغاتی است. هر کانال رسانهای ویژگیها، مخاطبان و اهداف متفاوتی دارد؛ بنابراین تبلیغی که در یک کانال موفق است، لزوماً در کانال دیگر بازدهی ندارد. بسیاری از کسبوکارها بدون تحلیل دقیق بازار و شناخت رفتار مشتریان، بودجه خود را روی کانالی صرف میکنند که کمترین بازدهی را برایشان دارد.
به عنوان مثال، اگر محصول شما یک سرویس B2B (کسبوکار به کسبوکار) است، تبلیغات در اینستاگرام شاید دیده شود، اما احتمال تبدیل آن به مشتری واقعی بسیار پایین است. در مقابل، تبلیغات هدفمند در LinkedIn یا شرکت در وبینارهای تخصصی میتواند نرخ تبدیل بسیار بالاتری ایجاد کند. در ایران هم مشاهده میشود که بسیاری از برندهای صنعتی یا خدماتی، بودجه اصلی تبلیغات خود را به اینستاگرام اختصاص میدهند؛ در حالی که مخاطبان اصلی آنها در پلتفرمهای تخصصیتر یا حتی در موتورهای جستجو (مثل گوگل) حضور دارند.
طبق گزارش Statista در سال ۲۰۲۳، میانگین CTR تبلیغات جستجویی گوگل (Google Search Ads) حدود ۶٪ بوده، در حالی که CTR تبلیغات نمایشی (Display Ads) فقط ۰.۴۶٪ گزارش شده است. این آمار نشان میدهد که برای کسبوکارهایی که به دنبال جذب مشتری در لحظه تصمیمگیری هستند، تبلیغات در موتور جستجو بسیار مؤثرتر از تبلیغات نمایشی یا بنری است.
راهکار:
بسیاری از کسبوکارها یا بیشازحد روی تبلیغات هزینه میکنند و منابع خود را هدر میدهند، یا آنقدر بودجه محدودی اختصاص میدهند که تبلیغ حتی به نقطه اثرگذاری هم نمیرسد. بودجهریزی غیراصولی یکی از مهمترین دلایل شکست کمپینهای تبلیغاتی است.
به عنوان مثال، یک فروشگاه اینترنتی کوچک ممکن است تمام بودجه خود را روی یک کمپین تبلیغات کلیکی در گوگل صرف کند، اما بدون در نظر گرفتن هزینه جذب مشتری (CAC) و ارزش طول عمر مشتری (LTV)، عملاً پس از مدتی متوجه میشود که با وجود افزایش ترافیک، سود واقعی بهدست نیاورده است. در مقابل، برخی از برندها بودجهای بسیار محدود به تبلیغات اختصاص میدهند؛ بهطوریکه کمپین حتی به حداقل تعداد نمایش و کلیک موردنیاز نمیرسد و عملاً هیچ دادهای برای بهینهسازی تولید نمیشود.
طبق تحقیقات Wordstream، کسبوکارهایی که بودجه تبلیغاتی خود را بر اساس ۲۰٪ از درآمد پیشبینیشده ماهانه تعیین میکنند، در بلندمدت بازدهی بالاتری دارند. همچنین، در ایران مشاهده میشود برندهایی که ۳۰ تا ۴۰ درصد از بودجه تبلیغاتیشان را به تست و بهینهسازی اختصاص میدهند، بهطور میانگین ROI بالاتری نسبت به رقبایشان به دست میآورند.
راهکار:
یکی از رایجترین خطاها در تبلیغات، این است که کسبوکارها تصور میکنند همه مخاطبان به یک شکل رفتار میکنند و همه به یک پیام تبلیغاتی واکنش یکسان نشان میدهند. در حالیکه هر بازار شامل گروههای متنوعی از مشتریان با نیازها، انگیزهها و رفتارهای متفاوت است. نادیده گرفتن پرسونای مشتری باعث میشود تبلیغات عمومی، بیاثر و پرهزینه شوند.
برای مثال، فرض کنید یک برند لوازم آرایشی کمپینی در اینستاگرام اجرا کند، اما بدون توجه به اینکه نسل Z (افراد ۱۸ تا ۲۵ سال) بیشتر به اینفلوئنسر مارکتینگ و محتواهای ویدئویی کوتاه واکنش نشان میدهند، تبلیغات خود را با پیامهای سنتی و طولانی طراحی کند. نتیجه این میشود که هزینه تبلیغ بالاست، اما نرخ تعامل (Engagement Rate) و نرخ تبدیل (Conversion Rate) بسیار پایین باقی میماند.
طبق گزارش Think with Google، برندهایی که از پرسوناهای دقیق مشتری برای طراحی تبلیغات استفاده میکنند، تا ۲ برابر نرخ تبدیل بالاتری نسبت به برندهایی دارند که صرفاً روی پیامهای عمومی کار میکنند. در ایران نیز بسیاری از کمپینهای ناموفق به این دلیل شکست میخورند که هیچ تحقیق بازاری در خصوص رفتار و نیازهای واقعی مشتری انجام نشده است.
راهکار:
حتی اگر بهترین کانال تبلیغاتی را انتخاب کنید و بودجه درستی هم در نظر بگیرید، اگر پیام تبلیغاتی شما ضعیف باشد، کمپین محکوم به شکست است. بسیاری از برندها به جای تمرکز بر نیاز واقعی مشتری، صرفاً درباره محصول یا خدمات خود صحبت میکنند. در نتیجه، تبلیغات بیشتر شبیه یک مونولوگ یکطرفه میشود تا یک گفتوگوی جذاب با مخاطب.
یکی از بزرگترین مشکلات در پیام تبلیغاتی، نبود CTA (Call To Action) مشخص است. به عنوان مثال، یک تبلیغ ممکن است توضیح خوبی درباره ویژگیهای محصول ارائه دهد، اما در نهایت به کاربر نمیگوید که باید چه اقدامی انجام دهد: «اکنون خرید کنید»، «برای مشاوره رایگان ثبتنام کنید»، یا «این محصول را امتحان کنید». بدون CTA روشن، نرخ تبدیل بهشدت کاهش پیدا میکند.
طبق آمار HubSpot، تبلیغاتی که دارای CTA واضح و قابلمشاهده هستند، به طور میانگین ۲۰۲٪ نرخ تبدیل بیشتری نسبت به تبلیغاتی دارند که CTA ندارند یا مبهم هستند. برای مثال، برندهای بزرگ جهانی مثل Nike یا Apple در کمپینهای تبلیغاتی خود همیشه پیام ساده، کوتاه و همراه با CTA قوی ارائه میکنند: “Just Do It” یا “Shop Now”.
راهکار:
یکی از مهمترین اشتباهاتی که بسیاری از کسبوکارها در تبلیغات مرتکب میشوند، اجرای کمپین بدون تحلیل دادهها و پایش مداوم عملکرد است. تبلیغات بدون اندازهگیری دقیق، شبیه رانندگی در جادهای مهآلود است؛ ممکن است حرکت کنید، اما نمیدانید به مقصد میرسید یا نه.
بسیاری از مدیران بازاریابی فقط به شاخصهای سطحی مانند تعداد بازدید (Impressions) یا تعداد لایکها توجه میکنند، در حالی که معیارهای کلیدیتری مثل CTR (نرخ کلیک)، CPC (هزینه به ازای هر کلیک)، Conversion Rate (نرخ تبدیل) و ROAS (بازگشت سرمایه تبلیغات) باید بهطور مستمر بررسی شوند.
به عنوان مثال، طبق گزارش Wordstream در سال ۲۰۲۳، میانگین CTR تبلیغات جستجویی گوگل حدود ۶٪ و میانگین Conversion Rate در تمام صنایع حدود ۴.۴٪ بوده است. اگر کسبوکاری فقط به تعداد نمایش تبلیغ بسنده کند، ممکن است فکر کند کمپین موفق است، در حالی که در عمل نرخ تبدیل آن پایین است و هزینهها بازگشت مناسبی ندارند.
در ایران هم بسیاری از کسبوکارها کمپینهای تبلیغاتی خود را بدون نصب و پیکربندی ابزارهای تحلیلی مانند Google Analytics، Google Tag Manager یا ابزارهای داخلی پلتفرمها (مثل Meta Ads Manager) اجرا میکنند. این موضوع باعث میشود نتوانند بفهمند که کدام کانال بیشترین بازدهی را دارد یا کدام بخش از قیف فروش نیاز به بهبود دارد.
راهکار:
بسیاری از کسبوکارها برای جذب مشتری، سادهترین و سریعترین راه را انتخاب میکنند: تخفیف دادن. در نگاه اول، این روش میتواند فروش را در کوتاهمدت افزایش دهد؛ اما وقتی استراتژی تبلیغاتی صرفاً بر پایه تخفیف باشد، در بلندمدت به برند آسیب میزند.
اولین مشکل این است که مشتریان به تخفیف عادت میکنند. وقتی همیشه ۲۰ یا ۳۰ درصد تخفیف ارائه میدهید، محصول شما دیگر ارزشی در ذهن مشتری بدون تخفیف نخواهد داشت. دوم اینکه، این کار حاشیه سود شما را بهشدت کاهش میدهد و حتی ممکن است در برخی کمپینها فروش بالا برود اما سود خالص کاهش یابد.
طبق گزارش RetailMeNot، بیش از ۶۰٪ مصرفکنندگان اگر برند مدام تخفیف بدهد، فقط در زمان تخفیف خرید میکنند. این یعنی مشتریان وفادار ایجاد نمیشوند، بلکه خریداران فرصتطلب جذب میشوند. در ایران هم نمونههای زیادی وجود دارد؛ بسیاری از فروشگاههای آنلاین بزرگ، برای افزایش فروش فصلی یا جبران کسری درآمد، مدام روی تخفیفهای بزرگ مانور میدهند. نتیجه این است که ارزش برندشان بهمرور پایین میآید و مشتریان تنها در زمان تخفیف به خرید تمایل نشان میدهند.
راهکار:
یکی از مهمترین ابزارهای بهینهسازی کمپینهای تبلیغاتی، A/B تست است؛ اما متأسفانه بسیاری از کسبوکارها آن را نادیده میگیرند. در واقع، بدون تست کردن نسخههای مختلف یک تبلیغ، شما نمیدانید کدام پیام، تصویر یا کانال بیشترین بازدهی را دارد و مجبورید صرفاً بر اساس حدس و گمان تصمیمگیری کنید.
به عنوان مثال، فرض کنید یک برند فروشگاهی دو نسخه تبلیغ برای اینستاگرام طراحی میکند:
اگر این دو نسخه همزمان تست نشوند، برند هیچوقت متوجه نخواهد شد که کدام تبلیغ بهتر عمل میکند.
طبق آمار Invesp، کسبوکارهایی که بهطور منظم از A/B تست استفاده میکنند، بهطور میانگین ۲۷٪ نرخ تبدیل بالاتری نسبت به سایرین دارند. در ایران نیز نمونههای موفق نشان دادهاند که تغییر سادهای مثل تغییر رنگ دکمه CTA یا کوتاهتر کردن متن تبلیغ میتواند نرخ کلیک (CTR) را تا ۱۵٪ افزایش دهد.
راهکار:
یکی از بزرگترین اشتباهات تبلیغاتی، بیتوجهی به مشتریانی است که قبلاً با برند شما تعامل داشتهاند اما خرید نکردهاند. به این مشتریان «گرم» یا Warm Audience گفته میشود. در حالیکه بسیاری از کسبوکارها فقط روی جذب مشتریان جدید تمرکز میکنند، غافل از اینکه ریتارگتینگ (Retargeting) میتواند نرخ تبدیل بسیار بالاتری داشته باشد.
بر اساس گزارش Criteo، تبلیغات ریتارگتینگ میتواند نرخ تبدیل را تا ۷۰٪ افزایش دهد. دلیل آن ساده است: این افراد قبلاً به محصول یا خدمات شما علاقه نشان دادهاند، بنابراین احتمال خریدشان بیشتر از کسی است که برای اولین بار تبلیغ شما را میبیند.
در ایران هم مشاهده میشود که بسیاری از فروشگاههای اینترنتی و کسبوکارهای آنلاین، کمپینهای تبلیغاتی خود را فقط روی جذب مشتریان جدید متمرکز میکنند. در حالیکه اگر همین فروشگاهها، برای مثال با تبلیغات گوگل دیسپلی یا تبلیغات اینستاگرام کاربرانی را که قبلاً از سایت بازدید کردهاند هدفگذاری کنند، میتوانند نرخ بازگشت سرمایه (ROI) بسیار بهتری داشته باشند.
راهکار:
امروزه بیش از نیمی از کاربران اینترنت در ایران و جهان از طریق موبایل به وبسایتها و شبکههای اجتماعی دسترسی دارند. طبق گزارش Statista (2023)، حدود ۵۸٪ کل ترافیک وب جهانی از موبایل بوده است. در ایران هم طبق آمار ایرانسل و همراه اول، بیش از ۷۰٪ کاربران اینترنت فعال از گوشی همراه استفاده میکنند. با این حال، بسیاری از کسبوکارها همچنان کمپینهای تبلیغاتی خود را بر اساس نسخه دسکتاپ طراحی میکنند و موبایل مارکتینگ را نادیده میگیرند.
این بیتوجهی پیامدهای بزرگی دارد. اگر صفحه فرود (Landing Page) شما برای موبایل بهینه نباشد، نرخ پرش (Bounce Rate) بالا میرود و کاربران به سرعت از سایت خارج میشوند. یا اگر تبلیغات شما در اپلیکیشنها و شبکههای اجتماعی به درستی نمایش داده نشود، بودجه صرف شده عملاً هدر خواهد رفت.
طبق تحقیقات Google Think with Mobile، کاربرانی که تجربه ضعیفی از مرور موبایلی دارند، با احتمال ۶۲٪ کمتر دوباره به سایت برمیگردند. این یعنی بدون موبایل مارکتینگ، نه تنها مشتریان جدید جذب نمیکنید بلکه مشتریان فعلی را هم از دست میدهید.
راهکار:
این اشتباهات میتوانند باعث هدررفت بودجه و کاهش اثربخشی کمپینهای تبلیغاتی شوند. با شناخت و اجتناب از آنها، تبلیغات شما به سرمایهای سودآور تبدیل خواهد شد.
شروع کمپین بدون KPI و اهداف SMART، بودجه شما را بیثمر میکند.
استفاده از کانالی که مخاطب هدف در آن حضور ندارد، بازدهی را به حداقل میرساند.
اختصاص بیشازحد یا کمتر از حد نیاز، کمپین را ناکارآمد میکند.
بدون شناخت دقیق مخاطب، تبلیغ شما عمومی و بیاثر خواهد بود.
عدم وجود CTA روشن و تمرکز صرف بر ویژگیها به جای مزایا، نرخ تبدیل را کاهش میدهد.
عدم پایش CTR، CPC و ROAS باعث میشود کمپین کورکورانه ادامه پیدا کند.
تخفیفهای مداوم ارزش برند را کاهش داده و مشتری وفادار ایجاد نمیکند.
بدون تست نسخههای مختلف، بهینهسازی و افزایش نرخ تبدیل ممکن نیست.
نادیده گرفتن مشتریان بالقوهای که قبلاً تعامل داشتهاند، ROI را کاهش میدهد.
عدم بهینهسازی برای موبایل باعث از دست رفتن بخش بزرگی از کاربران میشود.
در مسیر تبلیغات، موفقیت تنها به داشتن بودجه یا خلاقیت وابسته نیست؛ بلکه به شناخت دقیق، استراتژی درست و اجتناب از اشتباهات رایج بستگی دارد. بررسی ۱۰ خطای اصلی در طراحی و اجرای کمپینها نشان میدهد که بسیاری از کسبوکارها به دلیل بیتوجهی به هدفگذاری، انتخاب کانال مناسب، شناخت پرسونای مشتری و تحلیل دادهها، بخش بزرگی از سرمایه تبلیغاتی خود را از دست میدهند.
نکته کلیدی این است که تبلیغات نباید صرفاً به چشم یک هزینه دیده شود؛ بلکه باید یک سرمایهگذاری هوشمندانه باشد که با تحلیل داده، تست مستمر و ریتارگتینگ، بازگشت سرمایه (ROI) قابل پیشبینی و پایدار ایجاد کند. برندهایی که این اصول را رعایت میکنند، حتی در بازارهای رقابتی ایران توانستهاند تا چند برابر نسبت به رقبای خود رشد کنند.
در نهایت، داشتن یک مشاور تبلیغات حرفهای میتواند تفاوت میان شکست و موفقیت کمپین شما باشد. مشاوره تبلیغاتی کمک میکند تا مسیر درست انتخاب شود، از دام اشتباهات پرهزینه دوری کنید و تبلیغات شما به جای تخفیفهای مقطعی یا پیامهای کلیشهای، به ابزاری برای خلق ارزش و ماندگاری برند تبدیل شود.