نداشتن شناخت دقیق از پرسونای مخاطب
وقتی «چه کسی» را نشناسید، پیام و کانالها خطا میروند و CTR پایین میآید.
- تحقیق کیفی/کمی + تعریف پرسونا (نیاز، درد، رفتار خرید)
- نقشه سفر مشتری (Awareness تا Purchase)
در دنیای تبلیغات امروز، جایی که رقابت شدیدتر از همیشه است و هر کلیک یا نمایش هزینه دارد، بسیاری از کسبوکارها بهجای رشد، با هدررفت بودجه مواجه میشوند. طبق گزارش Statista 2023، بیش از ۲۶٪ بودجه تبلیغات دیجیتال در جهان عملاً بهدلیل تارگتینگ اشتباه، پیام نامناسب یا عدم تحلیل دادهها به هدر میرود. در ایران نیز بر اساس گزارشهای غیررسمی از آژانسهای تبلیغاتی، برخی برندها تا ۳۰٪ از هزینه تبلیغاتشان را صرف کمپینهایی میکنند که هیچ بازدهی واقعی ندارند.
اما خبر خوب این است که اکثر این مشکلات قابل پیشگیری هستند. اگر بدانید رایجترین اشتباهات تبلیغاتی کداماند، میتوانید قبل از شروع کمپین از آنها دوری کنید و مطمئن شوید هر ریالی که خرج میکنید به نتیجهای قابل اندازهگیری تبدیل خواهد شد.
در این مقاله به بررسی ۱۰ اشتباه رایج در تبلیغات میپردازیم؛ از بیتوجهی به شناخت مخاطب گرفته تا نبود استراتژی بهینهسازی. هر بخش همراه با مثال واقعی و راهکار کاربردی ارائه میشود تا بتوانید در کمپینهای بعدیتان آنها را به کار بگیرید.
یکی از بزرگترین دلایل شکست کمپینهای تبلیغاتی این است که برندها مخاطب هدف خود را بهدرستی نمیشناسند. در نتیجه پیام تبلیغاتی یا در کانال اشتباه نمایش داده میشود، یا آنقدر کلی است که هیچکس احساس نمیکند این پیام مخصوص اوست.
طبق گزارش HubSpot 2022، شرکتهایی که پرسونای مشتری تعریف کردهاند، در مقایسه با بقیه:
در ایران، یکی از فروشگاههای آنلاین لوازم خانگی، کمپینی را بدون تعریف پرسونای دقیق اجرا کرد. نتیجه این شد که تبلیغاتشان برای مخاطبانی نمایش داده شد که حتی به محصولاتشان نیاز نداشتند؛ در نتیجه بیش از ۴۰٪ بودجه کمپین هدر رفت.
بسیاری از کسبوکارها بودجه تبلیغات را صرف کمپینهایی میکنند که هیچ هدف دقیقی ندارند. نتیجه؟ هزینه زیاد، دادههای نامفهوم و خروجیای که قابل سنجش نیست.
طبق آمار Wordstream 2023:
نمونه داخلی: یک استارتاپ ایرانی در حوزه خدمات آنلاین، کمپینی برای جذب کاربر اجرا کرد. اما مشخص نکرده بود هدف اصلی «نصب اپلیکیشن» است یا «ثبتنام». در نتیجه تبلیغات روی معیارهای متفاوتی بهینه شد و بخش زیادی از بودجه هدر رفت.
در دنیایی که هر کاربر روزانه با صدها تبلیغ مواجه میشود، خلاقیت همان چیزی است که توجه او را جلب میکند. اگر تبلیغ شما پیام خستهکننده یا طرح تکراری داشته باشد، مخاطب بهسادگی آن را نادیده میگیرد.
یکی از رایجترین خطاها در تبلیغات این است که برندها بدون بررسی دقیق، بودجه خود را در کانالهایی خرج میکنند که مخاطب هدف آنجا حضور ندارد. نتیجه؟ نرخ بازگشت سرمایه پایین و اتلاف وقت و انرژی.
تحلیل حضور مخاطب: بررسی کنید پرسونای شما بیشتر در کدام کانال فعال است (اینستاگرام، گوگل، لینکدین، آپارات و …).
انتخاب کانال متناسب با هدف:
تست چند کانال در مقیاس کوچک قبل از اجرای کمپین بزرگ.
ترکیب هوشمند کانالها: استفاده از مدل Omni-channel Marketing برای ایجاد تجربه یکپارچه.
بزرگترین اشتباهی که حتی برندهای بزرگ هم مرتکب میشوند این است که کمپین را اجرا میکنند و بدون هیچ تست یا بهینهسازی منتظر نتایج میمانند. تبلیغات مثل یک موجود زنده است؛ باید دائماً بررسی، اصلاح و بهینه شود.
بسیاری از کمپینهای تبلیغاتی به خاطر طراحی ضعیف صفحه فرود شکست میخورند. اگر کاربر روی تبلیغ شما کلیک کند اما در لندینگ تجربه خوبی نداشته باشد، Conversion Rate زیر ۲٪ خواهد بود.
مثال واقعی: در یک تست از شرکت Unbounce (2021)، صفحاتی که UX بهینهتری داشتند، نرخ تبدیلشان ۴۶٪ بیشتر از صفحات عادی بود.
راهکار: طراحی ساده، Call to Action واضح، سرعت بارگذاری زیر ۳ ثانیه و ریسپانسیو بودن.
بیش از ۶۵٪ از کلیکهای تبلیغاتی در ایران از طریق موبایل انجام میشود (منبع: StatCounter 2023). اما هنوز بسیاری از کسبوکارها لندینگهای خود را فقط برای دسکتاپ طراحی میکنند.
راهکار: اول موبایل، بعد دسکتاپ. تبلیغی که روی موبایل درست دیده نشود، نصف بازار را از دست میدهد.
مثال: یک برند FMCG در ایران با محدود کردن تبلیغاتش فقط به ۳ شهر، نرخ فروش آنلاینش را ۲۸٪ کاهش داد.
راهکار: تست تدریجی با Audience Segmentation و Lookalike Audience.
خیلی از کسبوکارها فقط روی «تعداد بازدید» تمرکز میکنند. در حالی که KPIهای واقعی تبلیغات شامل:
راهکار: داشبورد تحلیلی و تعریف KPIهای هوشمندانه (SMART KPIs).
خیلی از برندها بعد از یک یا دو کمپین ناموفق، کل تبلیغات را متوقف میکنند. در حالی که تبلیغات بازی صبر و بهینهسازی است.
مثال: شرکت «Dropbox» در سال 2008 در اولین کمپین PPC خود شکست خورد، اما بعد از ۳ بار تست و اصلاح، توانست به ۴ میلیون کاربر جدید در یک سال برسد.
راهکار: شکست = داده. تحلیل کنید، اصلاح کنید، دوباره تست کنید.
هر باکس، شرح کوتاه اشتباه + راهکار کلیدی برای اصلاح سریع
وقتی «چه کسی» را نشناسید، پیام و کانالها خطا میروند و CTR پایین میآید.
بدون Objective، KPI و گزارشگیری معنایی ندارند.
خلاقه ضعیف = نادیدهگرفتن آگهی و افزایش CPC.
حضور نداشتن مخاطب در کانال = هدررفت بودجه.
بدون تست، برندهها کشف نمیشوند و CPA بالا میماند.
سرعت پایین، فرم پیچیده و پیام نامرتبط، CVR را میکاهد.
بیشتر کلیکها موبایلیاند؛ تجربه ضعیف = ریزش.
خیلی باز = ترافیک بیکیفیت؛ خیلی محدود = از دستدادن بازار.
تمرکز صرف بر Impression، تصمیمگیری را گمراه میکند.
شکست، منبع داده برای اصلاح است نه پایان کار.